کتاب مبانی تفسیری علامه طباطبایی در المیزان، میکوشد به تبيينی نظاممند از مباني تفسيري علامه طباطبايي در محور متن بپردازد. مباني تفسير، مجموعهاي از قضاوتهاي کلی و پیشینی دربارة مسائل بنیادین قرآن است كه تعیینکنندة چگونگی تفسیر قرآن میباشد؛ تبیین مبانی تفسیری علامه از سويي مهمترین پشتوانههای نظری تفسیر وی را به پژوهشگران مینمایاند و از دیگرسو راه نقد عالمانة انديشههاي تفسيري وی را هموار میسازد. مهمترین اضلاع تفسیر یک متن را چهار محور متن، پدیدآورنده، مفسر و فهم تشکیل میدهند؛ پژوهش حاضر عهدهدار تبیین مبانی تفسیری علامه در محور اول (متن) است؛ این پژوهش در پنج فصل سامان یافته است:
فصل اول با عنوان کلیات، افزون بر هدف پژوهش و برخی تعاریف، به بیان پیشینه و بایستگی پژوهشی نو در این زمینه پرداخته است.
فصل دوم با عنوان مبانی مرتبط با «قالب متن»، در باب الهی بودن متن، محتوا و نظم قرآن و نیز وحدت قرائت آن است. فصل سوم دربارة مبانی مرتبط با «مدلول و محتوای متن» است؛ گفتار اول این فصل به «مبانی فهم مفردات قرآن» اختصاص دارد؛ دقت، ظرافت، علوّ معانی، خارج بودن خصوصیات مصادیق مفردات از موضوعله آنها، وجود پیوند معنایی میان مفردات، تفاوت کاربرد برخی مفردات و تحول معنایی برخی مفردات قرآن در گذر زمان از جمله این مبانی است. گفتار دوم این فصل در باب «مبانی فهم گزارههای قرآن» است. در این گفتار، پیوستگی معارف قرآن (مشتمل بر نُه پیوند معنایی)، جامعیت، جاودانگی و جهانی بودن، برخورداری از سطوح مختلف معنایی و نیز استقلال دلالی قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی بیان شده است.
فصل چهارم و پنجم در باب مبانی مرتبط با «شیوه و دلالت متن» و نیز «زبان قرآن» است. فصل چهارم مباحثی مانند دقت، ظرافت، شیوایی و رسایی آیات قرآن در بیان مقصود و نیز استقلال دلالی قرآن را دربردارد و فصل پنجم به معناداری و معرفتبخشی گزارههای قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی میپردازد. تقریبا در تمامی فصول نقش این مبانی در تفسیر در قالب برخی قواعد تفسیری بیان شده است.
به باور نگارنده، اعتقاد به پیوستگی معنایی ویژه میان معارف قرآن و نیز استقلال دلالی قرآن، مهمترین مبانی مؤثر در «روش تفسیر قرآن به قرآن» از منظر علامه است؛ اما روش علامه در تفسیر قرآن به قرآن، بهروشنی متمایز از روش پیشینیان است. اعتقاد به نقش محوری آیات توحیدی (غرر آیات) در هندسة معارف قرآن و جداییناپذیری قرآن و عترت پیامبر (ص) و نیز احاطة فراوان علامه به آیات قرآن و روایات اهل بیت (ع) موجب پدید آمدن روشی ممتاز و برجسته در تفسیر قرآن به قرآن شده است. علامه با تکیه بر آیات توحیدی، قرآن را به گونهای روشمند همسو با روایات اهلبیت (ع) تفسیر کرده است که برکات و نوپردازیهای بسیاری را در این تفسیر ارزشمند در پی داشته است.
این کتاب در 300صفحه توسط انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در سال 1398 به چاپ رسیده است.
نویسنده کتاب: حجت الاسلام و المسلمین دکتر امیررضا اشرفی عضو هیئت علمی گروه تفسیر و علوم قرآن مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)